قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
117
تاريخ نگارستان ( فارسى )
نمود بعضى گويند كه مدت عمرش از شصت و يكسال نگذشته بود و او را در شبى تاريك كه باران مىباريد در قصر فيروزهء غزنين دفن نمودند . فرع غزنويه : آل سبكتكين كه ايشانرا سلاطين غزنويه گويند چهارده تنند مدت حكومتشان صد و پنجاه و پنجسال سلطان محمود سبكتكين 35 سال مسعود بن محمود سيزده سال محمد بن محمود پنجسال مودود بن مسعود 7 سال مسعود بن مودود يك ماه على بن مسعود دو سال عبد الرشيد بن محمود بن سبكتكين يكسال فرخزاد بن عبد الرشيد شش سال ابراهيم بن مسعود بن محمود چهل و دو سال مسعود بن ابراهيم شانزده سال شيرزاد بن مسعود يكسال ارسلان شاه بن مسعود سه سال بهرام شاه بن مسعود سى و دو سال خسرو شاه بن بهرام شاه هشتماه مسعود بن بهرام شاه دو سال . [ 220 - برانداختن محمود غوريان را . ] 220 من الغرائب چون سلطان محمود جماعت غوريانرا برانداخت نبيرهء سورى ملك غور بهندوستان افتاده در بتخانها اوقات بضلالت ميگذرانيد پسرش سام اسلام آورده بامر تجارت اقدام مينمود بعد از مدتى كه او را جمعيتى فراهم آمد بموجب حب الوطن من الايمان عزيمت مقام اصلى نموده با اهل و عيال و اسباب و اموال در كشتى نشست و متوجه گشت ناگاه در دريا شورشى پيدا شده آن كشتى بشكست و همه غرق شدند به غير حسين پسر سام كه بمقتضاى الغريق يتشبث بكل حشيش از بيم جان دست بر تخته پارهء زده مقارن آن حال شير درندهء كه در كشتى بود قرين در رديف حسين گشته پارهء از آن تخته را بدست گرفته رفيق شفيق او شده فى الواقع مصراع : خوش است آوارگى او را كه همراهى چنين باشد . القصه حسين و آن رفيق پرشوروشر سه شبانروز بر روى دريا بودند بهزار جان كندن خود را بكنار رسانيدند . تنبيه : محمود بن محمود شهر زورى در شجرهء الهيه گويد كه دلفين نام حيوانيست آبى كه آدمى خصوصا صبيانرا دوست ميدارد و شيخ ابو على در شفا آورده كه آن حيوان همراه كشتى مىباشد اگر احيانا شكستى واقع شود مرده و زنده را برداشته بساحل مىرساند و گاه باشد كه مردم را نيز بكنار مىبرد و چنان چست و چالاكست كه بيك جستن از اينطرف كشتى از بالاى تير خود را بدانطرف مىاندازد القصه چون بساحل رسيدند شير بجست و حسين برست و در كنار دريا بشهرى رسيده چون كسى را نمىشناخت بر دكانچهء رحل اقامت انداخت و بخفت . نظم : نه مرا مفرش و نه مفرش كش * نه غلامان ترك مهوشوش شب درآيد چون كلب دهقانى * دم بسر دركشم نخسبم خوش پاسبانان به گمان دزدى او را گرفته بزندانش فرستادند مدت هفت سال در زندان بماند